دستم را گرفت و با خود برد…

 Image result for ‫پشت پنجره عاشقانه‬‎

پشت پنجره  برف زمستانی را نگاه میکنم خانه گرم گرم
است اما بدنم از سرما میلرزد ...

برای خود چای میریزم پتو را بدورم میپیچم شاید کمی گرم شوم .بی فایده است دستانم پاهایم چون تکه ای از یخ سرد سردند....مدتــــهاست چتــر منطق
را بر ســـر گرفته ام .
دیگر توان مقابله با تــب

ولــرزبرایـــم باقی نمانده است!!!!

 

 

 

/ 0 نظر / 104 بازدید